مرتضى مطهرى

456

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصل نياز اصل نياز و احتياج ، اصلى است كه در فلسفه و در علوم مورد استعمال زيادى دارد و اساساً خلقت بر اساس نياز و احتياج به وجود آمده است . بگذريم از آنچه كه فلاسفه در باب مناط احتياج به علت ، مىگويند احتياج و امكان است ، حتى در علوم جزئى نقش نياز و احتياج فوق العاده روشن شده است . نمىخواهم در مقدمه معطل بشوم ، همين مقدار مىخواهم اشاره كنم كه در نظام آفرينش ، تنها چيزى قابل بقاست كه مورد نياز بوده باشد و همان مورد نياز بودن ضامن بقاى اوست . به عبارت ديگر تنها چيزى قابل بقاست كه اثر نيك و مفيد نسبت به ساير اجزاى عالم و پيكرهء عالم داشته باشد . اگر بىخاصيت و بىاثر باشد ، محكوم به زوال و فنا و نيستى است . قرآن مىفرمايد : فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ . اوّل مثلى ذكر مىكند . باران را مثل مىزند كه به كوهساران مىبارد ، سيلى جارى مىشود ، اين سيل رودخانه‌ها و جويها را پر مىكند . در برخوردى كه اين سيل [ با اشياء سر راه خود ] مىكند و به علت خلطهايى كه پيدا مىكند كفهايى بر روى سيل پيدا مىشود . احياناً و بلكه هميشه اين كف روى سيل را مىپوشاند . قرآن مىفرمايد مَثَل آنچه كه مفيد و حق است مَثَل آن سيل است و مَثَل آنچه كه مفيد و مؤثر و مورد نياز نيست مَثَل آن كف روى آب است . كف مىرود ، هوا مىشود ولى آب باقى مىماند و نتيجه مىبخشد . بعد مىفرمايد به‌طور كلى : وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ . . زيست شناسها مىگويند در اعضا و جوارح پيكرهء يك موجود زنده ، هر عضوى تا وقتى قانون خلقت به او اجازهء بقا مىدهد كه آن عضو مفيد و مؤثر و مورد نياز باشد . همين كه اين عضو از اثر افتاد و ديگر مورد نياز نبود ، دستگاه منظمِ خودكار هدايت شدهء خلقت آن را حذف مىكند ، مىگويد وجود تو ديگر مورد نياز نيست بايد به روى . در اقتصاد هم هميشه آن كالايى مىتواند باقى بماند و در بازار عرض وجود كند كه مورد نياز باشد . در اجتماع كه بحث مورد نظر ماست اين قانون حكمفرماست . هرچيزى كه مورد نياز اجتماع و مفيد به حال اجتماع باشد و اجتماع را به سوى خير و تكامل هدايت كند ، در نظام خلقت باقى و براى اجتماع بشر محفوظ مىماند . و اگر مورد نياز نبود ، با قسر و زور و جبر نمىتوان نگهداريش كرد . قانون خداست . اگر قرآن